تاکنون، با وجود کتاب ها و مقاله های متعدد و در همان حال ناکافی که از دیدگاه ها و سمت گیری های مختلف فکری در خصوص آیین و جنبش مزدکی توسط مورخان و نویسندگان ایرانی، مسلمان و خارجی-قدیم و جدید-به تحریر در آمده است، از جمله مسایل مربوط به این جنبش که چندان مورد بررسی قرار نگرفته، مساله پر اهمیت پایگاه اجتماعی-طبقاتی آن است. در این باره، نه در منابع قدیم و نه در تحقیقات جدید، توصیف و تحلیل درخوری صورت نگرفته است. این ضرورت، نگارنده را بر آن داشت، ضمن مباحثی چند، مساله مهم مذکور را مورد کاوش قرار دهد، بدان امید که با این فتح باب، پژوهندگان دیگر نیز در تعمیق بیشتر بحث مذکور بکوشند. باری، به ایجاز، تحلیل حاضر، بر خلاف نظر پژوهنده ای ارجمند، بر این فرضیه استوار است که در خیزش فراگیر مزدکی نه تنها برزگران (یا دهقانان کم مایه)، بلکه تمامی طبقات و گروه های تهی دست جامعه-چه روستایی و چه شهری-شرکت داشته اند.